لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام مستم
باز میلرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ
آی نپریشی صفای زلفکم را دست
و نریزی آبرویم دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است
میگن تو حمله ی اسکندر گجستک به ایران تنها مقاومت درخور همین آریوبرزن و نیروهاش بودن که از خودشون نشون دادن محل درگیری جایی نزدیکای استان فارس و کهکیلویه بوده به همین خاطر دوستان لر میگن آریو برزن لر بوده یا بختیاری بوده البته مهم اینه که ایرانی بوده علت شکست آریو برزن هم خیانت یه چوپان ایرانی! بوده در حق هم وطنش که از سرزمینش که متعلق به اون چوپان هم بوده دفاع میکرده حالا مخلص کلام این که شنیدم اعتراض شده به وجود مجسمه آریوبرزن در شهر یاسوج و طبق شنیده قراره تخریب بشه والله آدم میمونه گریه کنه یا بخنده شاید اگه مجسمه خود اسکند رو جاش بذارن مشکل حل میشه آخه ما آدمهای متمدنی هستیم و با هر نوع ملی گرایی و قهرمان ملی ...به کل مخالفیم
کاش دنیایی بود بدون مریضی و غم و مرگ و کشتار، کاش کسی غم نان نداشت،کاش غم فرزند ،برادر،خواهر،مادر و یا پدر نبود .کاش جنگلی آتش نمی گرفت تالابی خشک نبود و بستر هیچ رودی زمین خاکی نمی شد کاش هیچ روباهی در جاده و یا هیچ گربه و سگی در خیابان قربانی ماشین نمی شد کاش ما بلد نبودیم سنگ بزنیم به سگ ها و به گربه ها کاش هیچ دختر یا پسر خردسالی قربانی آزار پدر معتادش نمی شد و ناپدری ها همه پدر بودند و پدر ها همه آدم بودند کاش ...
اونی که به ما نریده بود کلاغ ...ن دریده بود
... رو دادن به چوپان گفتن بکن گفت نمی کنم مو داره
بزک نمیر بهار میاد کنبزه و خیار میاد
یاد یک بد فهمی عمومی افتادم که برای عوعو کردن سگ پارس کردن بکار میبرن
که کاملا" اشتباست تو یه فرهنگ لغت خوندم هپتی تو زبان اوستایی به معنی نگهبانی دادن است و ما تو زبان کردی به عو عو کردن سگ هپ هپ کردن میگوییم پاس کردن هم میگوییم. به همین قیاس مطمئنم ما باید بگوییم پاس کردن (یعنی نگهبانی دادن )نه پارس کردن!
همین